خانه / تاریخ و ادبیات / اسطوره دسته تاریخ و ادبیات

اسطوره دسته تاریخ و ادبیات

در قرن حاضر كه قرن پیشرفت در علم و فن آوری است كمتر كسی احساس نیاز به گذشته خود می كند گذشته ای كه ثمره آن امروز است برای انسان امروز اسطوره هنوز واژه ای نا آشناست

دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 72
حجم فایل 2.471 مگا بایت

پژوهشی در مورد اسطوره


«مقدمه»

   در قرن حاضر كه قرن پیشرفت در علم و فن آوری است. كمتر كسی احساس نیاز به گذشته خود می كند. گذشته ای كه ثمره آن امروز است. برای انسان امروز اسطوره هنوز واژه ای نا آشناست.

زیرا احساس خلأ آنرا درك نكرده است. احساسی كه با هیچ علم و اندیشه ای حبران نمی شود. انسان نخستین با اسطوره به دنیا می آید، زندگی می كند و از دنیا می رود. اسطوره هستة اصلی زندگی اوست. پاسخ سؤالهایش، ریشه تفكراتش، درك قدرت مافوق همه و همه با اسطوره همراه است. بنابراین اسطوره دین و دانش و اندیشه اوست.

اسطوره و تفكرات آن نیاز لاینفك انسان امروز و پرداختن به این موضوع لازمه زندگی امروز می باشد.

نگارنده سعی كرده است با طرح این عنوان اسطوره را بیان كند و با نگاهی اسطوره ای به ماهی نشان دهد حتی این موجود آرام نیز دنیای شگرف و پر رمز و رازی دارد.

هدف نگارنده از طرح این موضوع، كه شامل چندین جنبه‌ می باشد بررسی نقشی است كه ماهی به عنوان یك موجود زنده با نگاه اسطوره ای ایفا می كند. جنبه دیگر رساله بررسی نقوش ماهی در آثار هنری پیش از اسلام می باشد.

این تحقیق شامل سه بخش می باشد. در بخش اول نگارنده به اسطوره و سمبل پرداخته است، زیرا بدون شناخت اسطوره، نمی توان نگاهی اسطوره ای داشت.

بخش دوم شامل چهار فصل اسطوره ماهی، مذهب و ماهی، نوروز و ماهی، می‌باشد.

در بخش سوم نقوش ماهی در آثار هنری مورد پژوهش قرار می گیرد و شامل چهار فصل پیش از تاریخ، عیلام، ماد و هخامنش و پارت و ساسانی است.



واژه و معنی اسطوره

فرهنگ نویسان عرب معتقدند اسطوره واژه ای عربی است كه از ریخت «افعوله» برآمده و ریشه آن «سَطَر»به معنی افسانه ها و سخنان بی بنیاد و شگفت آور است؛ ولی به نظر می رسد كه این واژه عربی نباشد، بلكه واژه ای یونانی- لاتینی است كه در لغت با واژه «Historia» به معنی روایت و تاریخ از یك ریشه است. در یونانی با واژه «Myths» به معنی شرح، خبر و قصه روایت هم ریشه است. 

   آموزگار اسطوره را چنین تعریف می كند‍: اسطوره را باید «داستان و سرگذشتی مینویی دانست كه معمولا اصل آن معلوم نیست و شرح عمل، عقیده، نهاد یا پدیده ای طبیعی است به صورت فراسویی كه دست كم بخشی از آن از سنّتها و روایت ها گرفته شده و با آیینها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد»[1]

گاه اسطوره را با افسانه یكی می دانند ولی باید اضافه كرد واژه اسطوره بسیار گسترده تر از افسانه است و می توان گفت از مجموع افسانه ها كه مایه های فرهنگی می یابند اسطوره پدید می آید. به عبارت دیگر «افسانه ها پاره‌هایی گسسته و مایه هایی خام از گونه های جهانشناسی راز آمیز و باستانی می توانند بود كه آن را اسطوره می نامیم.[2]»

در قرآن واژه «اساطیر الاولین» كه 9 بار نیز تكرار شده، اسطوره بیان شده است و مفسّران معنی آن را نشانه های پیشینیان بر شمرده‌اند. آورده اند كه آگوستین قدیس در پاسخ به این پرسش كه اسطوره چیست؟ گفته است: «خیلی ساده است به شرط آنكه از من نپرسند، هرگاه خواستم درباره اسطوره توضیح بدهم، عاجز مانده ام.[3]»

با توجه به گفتة آمده، توصیف و تعریف دریای پهناور اسطوره با كمك واژه هایی كه در اختیار داریم كاری دور از ذهن است. اسطوره را نمی توان در چهارچوبی قرار داد، بلكه باید گفت با دریایی ژرف روبرو هستیم، كه رازناك و رمزآلود است.

انسان نخستین با شناخت طبیعت و با یاری گرفتن از اسطوره معماهای خود را پاسخ می دهد، اسطوره دین و دانش و اندیشة انسان نخستین و دانسته های معنوی اوست، دانشی كه بیشتر جنبة نمادین دارد و از قوانین عملی ادوار بعد به دور است كه در آن سخن از این است كه چگونه هر چیزی پدید آمده و به هستی خود ادامه می دهد.

    اسماعیل پور اسطوره را چنین بیان می كند: «اسطوره روایت یا جلوه ای نمادین دربارة ایزدان، فرشتگان، موجودات فوق طبیعی و به طور كلی جهان شناختی كه به یك قوم، به منظور تفسیر خود از هستی به كار می بندد. اسطوره سرگذشتی راست و مقدس است كه در زمان ازلی رخ داده و به گونه ای نمادین، تخیّلی و وهم انگیز می گوید كه چگونه چیزی پدید آمده، هستی دارد یا از میان خواهد رفت و در نهایت اسطوره به شیوه ای تمثیلی كاوشگر هستی است».[4]

   بشر ناتوان غرق در اندیشه های ناپختة خویش جستجوگر مأمنی است كه اسطوره نام دارد، اسطوره واكنشی ناشی از ناتوانی انسان در مقابل دنیای پیرامونش و حوادث غیر مترقّبه ای است كه او هیچ نقشی در آن ندارد و نشانه‌ای از عدم آگاهی او در علل واقعی حوادث می باشد.

  هم چنین اسطوره تجّسم احساسات آدمیان است برای اعتراض به اموری كه برای ایشان ناخوشایند است و با استفاده از آن تسكین می یابند[5].

    «اسطوره تاریخی است كه روانشناختی و ناخودآگاه گردیده است تاریخی است كه نه به اندیشه و آگاهانه بلكه به سرشت و ناآگاه پدید آمده است.[6]»

   در واقع اسطور ها با گوشت و خون انسان در آمیخته اند، چه آنها را بپذیریم و چه نپذیریم، با آنها زندگی می كنیم، در ژرفای وجود هر انسانی نشانه های آن را می توان یافت.

  انسان در هر عصری با فرهنگش زندگی می كند و اسطوره سرشت فرهنگ اوست. وقتی می گوییم اسطوره فرهنگ مردمان نخستین است، سخن گزافی نیست.

    «اسطوره نه تنها سازه های زندگی هستند، بلكه بخشی از هر فرد، پاره ای از هر شخص هستند. قصّة كسی را گرفتن یا بردن، همچنان است كه جان او را گرفته باشند. این چنین اسطوره هایی نقش های ذاتی، اجتماعی و اقتصادی دارند و این پدیداری محلی (اتفاقی) نیست، این یك قانون و قاعده است[7]».

به هر حال جمع بندی كه می توان به دست آورد، چنین است:

1-  اسطوره تاریخ مینویی را روایت می كند و حادثه ای كه در زمان های نخستین رخ داده است.

2-  اسطوره بیان یك خلقت است، یعنی درباره اینكه چگونه هر چیزی بوجود آمده است.

3-  اسطوره فرهنگ انسان نخستین است هم چنین اسطوره دین و دانش و اندیشه انسان نخستین است.

4-  نقش ‏آفرینان اسطوره موجودات فراطبیعی و غیر عادی هستند.

5-  اسطوره به یك عبارت كاوشگر هستی است.

6-  اسطوره واقعیّتی است كه به صورت نماد بیان می شود.

7-  اسطوره روایت فراطبیعی و مینویی است.

مالینوسكی اسطوره را چنین تعریف می كند: «اسطوره عبارت است از احیای روایتی یك واقعیت ازلی به سود خواسته های ژرف دینی، خواستهای اخلاقی، قید و بندهای اجتماعی، بیانیّه ها و حتّی نیازهای عملی.[8]»

   و در انتها تعریف استاد بهار از اسطوره را باز می كنیم: «اساطیر مجموعه ای است از تأثیرات متقابل عوامل اجتماعی و انسانی و طبیعی كه از صافی روان انسان می‌گذرد، با نیازهای روانی- اجتماعی ما هماهنگ می گردد و همراه با آیین های مناسب خویش ظاهر می شود و هدف آن مالاً پدید آوردن سازشی و تعادلی بین انسان و پیچیدگی های روانی او با طبیعت پیرامون خویش است.»[9]


جهان بینی و كاركرد اسطوره

«شناخت انسان های نخستین از جهان و بازتاب پندار و اندیشة آنها در قالب روایت ها و گفتارهای اسطوره ای، جهان بینی آنها را پدید می آورد.»[10]

    «پایا ترین و استوار ترین بنیاد اسطوره ای، باور به یگانگی جهان و انسان است. در جهان بینی اسطوره ای، این دو، جدایی و بیگانگی سرشتینی از یكدیگرندارد، در بود یكسان اند و تنها در نمود از هم دور و جدا افتاده اند. پیوند در میان این دو چنان است كه گویی انسان و جهان دو نام اند، ناموری یگانه را.[11]»

   یونگ می گوید: «ذهن اقوام بدوی نه منطقی است و نه غیر منطقی، آدم بدوی نه مثل ما زندگی می كند و نه مثل ما می اندیشد. آنچه برای ما غیر طبیعی و مرموز است، برای او كاملاً عادی است و جزیی از تجارب زندگی اوست. برای ما گفتن اینكه این خانه آتش گرفته، زیرا كه رعد بدان اصابت كرده است عادی می نماید، ولی برای آدم بدوی گفتن اینكه این خانه آتش گرفته، زیرا افسونگری از رعد استفاده كرده و خانه را سوزانده است، به همان اندازه عادی و طبیعی است.»[12]

   «به نظر كاسیرر، بینش اساطیری، به معنی راستین كلمه «Concret» یعنی واقعی و محسوس است، هم چنین او معتقد است علل وقایع مختلف كاملا آزاد است. هر چیزی ممكن است از چیز دیگر پدید آید. جهان ممكن است از جسم حیوانی بوجود آید. یا از هستة ازلی یا از گل نیلوفری كه روی آبهای آغازین می شكفد، زیرا در بینش اساطیری هر چیزی می تواند با هر چیز دیگر تماس زمانی و بعدی حاصل كند. در بینش اساطیری رخدادها، اتفاقی به شمار نمی آیند. بلكه اینان ناشی از دخالت و نفوذ علل سحرآمیز و مرموزی هستند.[13]»

    «نگرش اسطوره ای به واقع نخستین تلاش منسجم و شكل گرفتة آدمی برای شناخت و تسلّط بر طبیعت درونی و همراه بود، زخمی عمیق به جای گذاشت كه ذهن انسان باستان كوشید تا به یاری اسطوره آن را دریابد و التیام بخشد… عمیق تر شدن این زخم، در عصر جدید و تداوم فعالیت اسطوره سازی، خود دلیلی كافی بر اهمیت و ضرورت شناخت نگرش اسطوره ای است.[14]»

  «مهمترین كاربرد اسطوره ها، الگو بودن آنهاست. اسطوره ها در هر مكان و در هر زمانی برای بشر نمونه و الگو بوده اند در عصر حاضر نیز كه بشر بازگشتی بجا به دوران قبل داشته است، اسطوره را به عنوان ایده آل و الگوی خود پذیرفته است. پس اسطوره هر طبیعی داشته باشد، همواره، پیشینه و نمونه به شمار می رود، آن هم نه فقط برای اعمال (قدسی یا دنیوی) انسان، بلكه برای موقعیّت خود اسطوره نیز، و حتی مهمتر از آن، سابقه و پیشینه ای است برای وجوه واقعیت، به طور كلی، ما باید كاری را كه خدایان در روز ازل كردند، تكرار كنیم. «… خدایان چنین كردند و آدمیان نیز چنین كنند… اینگونه احكام، مبین سلوك انسان دوران باستانی اند.»[15]

مهم ترین كاركرد اسطوره به گمان الیاده عبارت است از: «كشف و ‌آفتاب كردن سرمشق‌های نمونه وار و از همة آیین ها و فعالیت های معنی دار آدمی از تغذیه و زناشویی گرفته تا كار و تربیت، هنر و فرزانگی.»[16]

مالینوسكی برداشت خویش را از كاركرد اسطوره چنین می گوید: «اسطوره با در نظر داشتن آنچه در اسطوره زنده است و حیات دارد، توجیهی ناظر به ارضای كنجكاوی علمی نیست، بلكه روایتی است كه واقعیتی اصیل را زنده می كند و بر آورندة نیاز عمیق دینی است و با گرایش های اخلاقی، الزامات و احكام اجتماعی و حتی مطالبات علمی مطابقت دارد و جوابگوی آنها است. در تمدن‌های بدوی، اسطوره كار لازمی را انجام می دهد. باورمندی ها را بیان می دارد، اعتلا می‌بخشد و مدوّن می سازد».[17]

كوتاه سخن اینكه، اسطوره ما را در شناخت تاریخ، تمدن، فرهنگ و اندیشه كمك می كند.



[1]- ژاله، آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، سمت، تهران، 1380، چهارم، ص3.

[2]- میر جلال الدین كزازی، رویا، حماسه، اسطوره، مركز، تهران- 1376، چاپ دوم، ص 3.

[3] – ابوالقاسم اسماعیل پور، اسطوره بیان نمادین، سروش، تهران، 1377، چاپ اول، ص 13.

[4]- همان مأخذ، صص 14-13.

[5] – ژاله آموزگار، همان مأخذ، ص 5.      

[6] – میرجلال الدین كزازی، همان مأخذ، ص 57.

[7] – مهوش واحد دوست، رویكردهای علمی به اسطوره شناسی، سروش، تهران، 1381، چاپ اول، ص 36.

[8] – ابوالقاسم اسماعیل پور، همان مأخذ، ص 48.

[9] – مهرداد بهار، از اسطوره تا تاریخ، چشمه، تهران، 1377، چاپ دوم، ص 411.

[10] – مهوش واحد دوست، همان مأخذ، ص 97.

[11] – میر جلال كزازی، همان مأخذ، ص 7.

[12] – مهوش واحد دوست، همان مأخذ، ص 98.

[13] – همان مأخذ،ص 99.

[14] – همان مأخذ،ص 101.


[15] – همان مأخذ،ص 58.

[16] -ابوالقاسم اسماعیل پور، همان مأخذ،ص 15.

[17] – مهوش واحد دوست، همان مأخذ، ص 60.

مطلب مفید دیگر:  مقاله نقش محوری روحانیت در اتحاد ملی و انسجام اسلامی دسته معارف اسلامی

جعبه دانلود

برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

مطالب تصادفی


همچنین ببینید

پاورپوینت اندازه گیری بهره وری (فصل چهارم کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها تألیف شهنام طاهری) دسته مدیریت

دانلود پاورپوینت ارائه کلاسی فصل چهارم کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *